پندار نیک - گفتار نیک - کردار نیک free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
ما خواستاريم از زمره كساني باشيم كه مردم را به سوي راستي و نيكي و جهان را بسوي آباداني و پيشرفت رهنمون مي باشند (گاتاها هات 30 بند 9)

۲۹ بهمن
جشن بزرگ سپندارمذ
رو به تنها نگين زندگيم تبريك مي گم
اي غنچه ي زيباي شقايق گل نازم
معشوقه ي زيباي من اي معني سازم
دلدار من اي هستي من اي گل ريحان
هركس به كسي نازد و من هم به تو نازم
من مرده بدم تا كه تو از راه رسيدي
بي تو چه كنم در غم دوريت به چه سازم
تا روح بود در تن من اي گل خندان
نام تو به لب دارم و بي تو به چه نازم
مجنون شدم از عشق تو و حال ببايد
از عشق تو بر خود قفسي سخت بسازم
در آن شوم و عشق تو هر لحظه ببينم
از شور دو چندان تو چنگي بنوازم
نام تو بگويم چو ديوانه ي مدهوش
تا دوست بداند تو شدي معني رازم
فرياد كه فرياد دگر در تن خود نيست
عشق صنمم برد همه روي نيازم

فریاد
به تو ای آتش اهورا داده درود و ستایش باد
از آن زمان که هوشنگ شاه پیشدادی در ستیز با ماری سیاه که می تواند نشانه ای از تاریکی و نادانی باشد آتش را کشف نمود، بی گمان انسان به بزرگترین یافته جهان دست یافت و این خود شوندی برای پیشرفت و آسایش گردید. و از آنجا که ایرانیان سرآمد سودرسانی به دیگر مردمان بوده و هستند، گرامیداشت پیدایش آتش در پنجاه شبانه روز به نوروز خویشکاری این مردم گردیده است که در شامگاه روز مهر و بهمن ماه زرتشتی برابر دهم بهمن ماه خورشیدی رسمی، در جهت گستراندن مهر و دوستی و آرامش و صلح در میان تمامی اقوام ایرانی و دیگر ملتهای دنیا، آتشی را که نماد اشا و راستی و عشق اهورایی می یاشد را برفروزند و با شعله های آن هم نوا شوند که تا گردش جهان بر پا است و ماه بهمن برقرار، نیک اندیشی و خردورزی را از خود دور نکنند و تا روز مهر این ماه باشد بر پیمان خویش با دادار یکتا پایدار بمانند و آتش و آب و خاک و هوا را از آلودگی ها دور داشته و بدینسان زیست بوم خویش را برای زندگانی پاینده دارند. پس در این روز آرزو کنیم که اندیشه هایمان چون برف بهمن پاک و مهرمان روزبه روز افزونتر و آتش عشق اهورایی بر دلهایمان تابنده باشد.
جشن سده و پیدایش آتش خجسته باد
من بر اينان خون مي گريم

امروز اينان اند مظلومين غم زده
بياييد ظلم را از بن بر چينيم

كه فردا دامن ما و نواميس ما را خواهد گرفت
روي سخن من با جناب مشيري و فاضلي است:
هموطنان آزادي خواه من
سنگ آزادي بر سينه مفشاريد
ويا اگر سخن از آزادي مي گوييد
اينان محتاج ترند از ما
سخني بگوييد تا بدانيم كه شما در سنگر اين گرگ صفتهاي صهيونيست نيستيد
بيدار شويد
اينان انسان اند
به خاطر بشريت
ما هم مشتمان را بر دهان ظلم بكوبيم
شما نسل كشي واضح و بي دليل اينان را رها كرده ايد
و
بر محمد تهمت مي زنيد كه باز هم اگر درست باشد
دليل دارد
پس يا خموش باشيد
و يا
سخني بر اين دژخيمان خونين بگوييد

هموطنم اگر وبلاگ نويس هستيد از شما خواهش مي كنم از اين مطلب كپي گرفته و آن را در وبلاگ خود قرار دهيد
فارسی:
چند بیمار فلسطینی به دلیل محاصره نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی جان باختند؛ این محاصره در حالی در برابر دیدگان تمام مردم جهان انجام میشود که شورای امنیت سازمان ملل هیچ واکنشی به آن نشان نمیدهد.

امیدی نيست كه شورای امنیت دربرابر این جنایات رژیم صهیونیستی واکنش نشان دهد، پس آیا ما به خاطر سکوتمان مسئول نیستند؟ آیا احتمال تولید بمب هستهای از فعالیتها صلحآمیز هستهای ایران مهمتر است یا جنایاتی که اکنون در غزه صورت میگیرد؟
این محاصره لکه ننگی بر پیشانی بشریت است چرا که برای اولین بار جامعه جهانی به جایآنکه از مردم مظلوم فلسطین دفاع کند، آنها را تنبیه میکند! و جرم آنها این است که پدرشان سالها پیش در سرزمینی سکونت داشتند که صهیونیستها 80سال پیش تصمیم گرفتند در آن را به عنوان محل سکونت انتخاب کنند!
متاسفانه این محاصره همزمان با سکوت شرمآور کشورهای عربی همراه است؛ رژیم صهیونیستی همه رههای منتهی به نوار غزه را بستهاست.
بحران بشری در غزه حال وقوع است و این محاصره یک و نیم میلیون فلسطینی را زندانی کردهاست؛ بحران غزه برای بشریت "شرمآور" است.
جنایان رژیم صهیونیستی از 80سال پیش تاکنون تمام نشده است و بهنظر میرسد تا پایان عمر این رژیم نیز پایان نیابد؛
مطمئناً حیات این رژیم پایان مییابد و این پایان نزدیک است؛ آیا این جنایات آغازی بر پایان رژیم صهیونیستی نیست؟
English:
Gaza siege a black mark on forehead of humanity
Several ill Palestinians have died because of Zionist siege around gaza strip; while This siege is going on before the eyes of all the world people, the security council take no action.
There is no hope that security council would take action against such Zionist crimes, so aren't we responsible for being silence? Probability of producing nuclear weapon by iran is more important, or crimes that are committed in gaza?
It is a black mark on the forehead of humanity because for the first time, instead of supporting the oppressed Palestinian nation, the international community is punishing it; & their guilt is their father's habitancy numerious years ago in a land that Zionists 80years ago chose for residence!
unfortunately, this condition is going on along with shameful silence of arab countries. the zionist regime has blocked all the roads to the gaza strip.
Currently a humanitarian crisis is happening in gaza and the complete siege of this region has imprisoned 1.5 million Palestinians; Siege of the gaza strip is "a shame" for humanity
Crimes of the Zionist regime have not come to end since 1948 & it seems that it won't stop till end of this regime. Certainly zionist regime life will finish & it's close;
aren't thse crimes the beginning of the end?
سخنرانی سرنشین انجمن مویدان تهران در
نخستین نشست هم اندیشی دانش آموختگان انجمن موبدان
بی تردید بن پایه شخصیت هر فر د و درمجموع هر هازمان (جامعه )ای را خانواده تشکیل می دهد .بنابراین اصل ، هرچقدر درجامعه ای افراد دارای شخصیت مآگاه تر و آزاد اندیش تر ومحکم تربوده ، بدنبال خوشبخت کردن یکدیگر و گسترش اشویی باشند ، آن هازمان هماهنگ ترو همازورتر عمل خواهد کرد و با سرعت بیشتری به خوشنودی وخوشبختی جمعی دست خواهند یافت. بر پایه این اصل ،دین زرتشتی به امر ازدواج و تشکیل خانواده وکوشش به درک متقابل وپیشی جستن در نیک منشی ومهرورزی همسران تا کید وپافشاری کرده است وعشق همراه با پای بندی به عهد وپیمان را ارزش و عدم همکاری دردرک یکدیگر بین زن وشوهر را کاری بسیار ناشایست و طلاق ر ا مهر ودروج و ضد ارزش می داند . کیش زرتشتی چون انسان ها را بطور فطری صاحب منه( خرد) و دائنه ( وجدان) میداند ، تربیت فرزندانی دانا و آگاه و راست اندیش ونیک کردار و پارسا را درجای جای اوستا ستوده است .
ما ایرانیان برخلاف بسیاری ازملل که به جهان به دید دوجنسیتی نگاه میکنند و زن را woman و weman یا نسا ء و ضعیفه باوردارند و درفرهنگ خود HE&she وهذا و هذه خطاب می کند ، چون زن را همانند مردان دارای تخمه وفره ایزدی میدانیم و زاینده می شناسیم ،به بانوان می گوییم « زن » یعنی زاینده . وچون به وحدت وجود معتقدیم ، به زن ومرد هردو « او» خطاب می کنیم. پسر را پشت سر خانواده میدانیم و دختر را دوخت دهنده وپیوند دهنده خانواده ها . زن خود را همسر خطاب میکنیم یعنی کسی که سرش هم با ما یکی است واورا کد بانو ( همه کاره و مدیر خانه ) میدانیم و بانوان را « خانم » یعنی « خان من » صدا میزنیم . و از همه بالاتر براساس باور اوستایی ، چون زن « نمو پئیتی » یعنی نور خانه شناخته می شود ،زنان در ایران کهن ، نقش بسیار مهمی درصحنه زندگی خانوادگی و اجتماعی بازی می نموده اند. دانشمندان زنان ایران را نخستین کسانی میدانند که توانستند به رمز کاشت و برداشت پی ببرند وآنهارا از کاشفین ومبتکرین امر کشاورزی میدانند . زن درهمیشه تاریخ درمزرعه ها بکار مشغول بوده و در ساخت انواع صنایع دستی دوش بدوش مردان به اقتصاد خانواده یاری رسان بوده است وبه مقام قضاوت و سرداری وپادشاهی می رسیدند . زنان زرتشتی در پاسداری از همه ازرش ها ی دینی وفرهنگی زرتشتی و نگهداری از همسر وپاسداری ازارزش ها ، نقش بسیار مهمی داشته و به یاری ومشورت شوهران خویش ، به فرزندان ، دانش وفرهنگ . کشاورزی و صنعت ، و راستی و پاکی و پارسا زیستن را می آموختند. به طوریکه همواره بیگانگان وحتی دشمنان نیز ، ایرانیان را صاحب روحیه ورزشکاری و اخلاق پهلوانی و پاسدار راستکویی وفرهنگ انسانی می شناختند و معرفی کرده اند .
بی تردید دردنیای امروز نیز گرامی بانوان زرتشتی در آموزش اشویی و پاسداری ازهمه ارزش های نیک انسانی وآموزش آنها به فرزندان چه پسر وچه دختر ، نقش بسیار مهم تری نسبت به آقایان بردوش دارند . چرا که در دنیای پرهیاهوی امروز که روز به روز به سوی مصرف گرایی بیشتر پیش میرود، خواه ناخواه مردان نمی توانند باانجام چند ساعت کار در شبانه روز، از عهده مخارج سنگین خانواده وخواسته های روز افزون آنها بر آیند وناگزیر بایستی بیش از نیمی از روز را خارج ازخانه به سربرند که درنتیجه شب خسته و کوفته به خانه برمیگردند و طبیعتا حال وحوصله وزمان سروکله زدن با فرزندان را کمتر پیدا می نمایند. ازاین رو اگر بانوان محترم نیز به تکلیف خویش واقف نبوده وعمل ننمایند ومحیط خانه را سرشار ازعشق ومهر نکنند و در امر آموزش وپرورش فرزندان ، وقت وحوصله به خرج ندهند وگامهای بلند برندارند، خسارت هایی جبران ناپذیر به بنیاد خانواده ودرتعقیب آن به اجتماع وارد خواهد شد.
وروز به روز از آموزش های اشوزرتشت وفرهنگ زرتشتی که اخلاق انسانی می آموزد وطالب احترام به عقیده دیگران و تربیت فرزندانی رشید و شجاع و خدمت گذار خلق و پاک نگهدارنده محیط زیست و دین ودار ودین یار میباشدودرصدد تربیت جوانانی است که مردم را بسوی راستی ونیکی وجهان را بسوی پیشرفت وآبادانی رهنمون باشند به دور میگرداند.
نخستین پایه ای که باید همه بانوان گرامی به آن توجه داشته باشد . اینست که فرزندان ما باید « مدیریت برخویش » را آموزش ببیند. وبرای رسیدن به این پایه از دانایی، باید به اندازه ای از دانش وآگاهی برسند که همواره درکنار خرد، وجدان خودرا بیدار نگاه دارند. اشوزرتشت برای رسیدن به این پایه ازتمدن ، راه کاملا عملی پیش پای گذارده است ،تا بتوانیم به فرزندانمان به دید یک انسان صاحب اندیشه بنگریم و « مثبت نگری » بیاموزیم و« هفت پایه عرفان زرتشتی » را که از اندیشه های سپنته من ساز آغاز و تا امرداد ادامه می یابد را به آنها بیاموزانیم تا بتوانند با پیروی ازاین آموزش های درست وکاملا علمی ومنطقی به انسانهایی هومن وسپنته من تبدیل گشته ، برای خود وجامعه مفیدترین وسازنده ترین باشند.
اکنون به چند مورد از « ارزش » هایی که تا چندی پیش بین نیاکان ما گرامی داشته می شد و متاسفانه امروز« ضد ارزش » تلقی می شودیا نسبت به آنها بی توجه شده ایم ، اشاره مینمایم که اندیشه و روان همه ما باشندگان دراین مجلس گرامی اعم از زن و مرد وکوچک وبزرگ را آزارمیدهد، که امیدوارم در این نخستین نشتست هم اندیشی انجمن موبدان با همکیشان گرامی به ویژه بانوان ارجمند، به بحث و گفتگو گذاشته شود و راه چاره ای اندیشمندانه وبخردانه وعملی برای تک تک آنها پیدا کنیم . تا چند سال پیش دربین زرتشتیان :
1. پاک نگهداشتن تن وروان ونیرومند نگاه داشتن این دو « ارزش » بود و.... حال جوانان ما شاید در منزل به پاک نگداشتن تن بیشترتوجه می نمایند.لباس بهتری می پوشند، و لی آلودگی مادی ومینوی جامعه و محیط زیست بیشتر شده و داشتن کارهای پشت میزنشینی و نداشتن وقت کافی برای ورزش و عدم توجه به بهداشت فردی و جمعی ، جوانانمان را بیشتر درمعرض بیماریهای عضوی ازقبیل کمردرد و ضعف عضلانی وغیره و بیماریهای روحی ازقبیل سرخوردگی رفتاری واسترس ها وفشارهای سخت روانی و اعتیاد و حتی عفونت هایی ویروسی ومیکربی و خدای ناکرده « ایدز و سرطان» قرارداده است . براستی علت چیست و چه باید کرد.؟
2. راستگویی وراستی جویی ودرجستجوی نام بودن ودوری ازننگ ، یکی ازمهمترین مشخصه زرتشتیان بوده و «ارزش » بود ه است ، ما را چه شده است که همرنگ جماعت شدن وبه دنبال پول ودلار بودن ،ازاین ارزش راستین کاسسته است و مارا از باقی ماندن درمواضع اصولی وانسانی خویش باز داشته است.
3. آموختن و سخن گفتن بزبان دری یک «ارزش » بود . چرا اکنون نیست .و آن احترامی که بین کوچک وبزرگترها بود ،بسیار کمرنگ شده است . چرا؟
4. پوشیدن لباس سنتی خودمان ، درآن شرائط سخت قدیم ، یک «ارزش » بود . چرا حال نیست . وحتی باوصفی که میتوانیم لباس وروسری سفیدو حتی رنگی بپوسیم ، بانوان ما عادت کرده اند که از پوشش هایی به رنگهای بسیار تیره وحتی سیاه استفاده نمایند. براستی چرا ؟ چه باید کرد
5. فرهنگ کار و همت داشتن ویاری رسانیدن به دیگران « ارزش » بود وزرتشتیان چه درکارهای اجتماعی وچه در ورزش همواره پیشقدم وسرآمد بودند .چرا امروزنه؟
امید است درنشست آینده به موارد های دیگری ازبن باپه های شناخت فرهنگ زرتشتی ، با هم اندیشی به رفع نواقص به پردازیم . ازهمه زرتشتیان به ویژه بانوان گرامی میخواهیم که به طور فردی واگرمیتوانند جمعی ، به این پنج پرسش پایه ای پاسخ داده تحویل خانم مرادپور نمایند. مهر افزون . راستی پیروز باد . باسپاس بی کران موبد دکتراردشیر خورشیدیان .
نخستین نشست هم اندیشی دانش اموختگان انجمن موبدان
تیرایزد وآذرماه 3746 دینی زرتشتی
07/ آذر/1387 خورشیدی . تهران سالن آتشکده
برای اینکه وبلاگ ها و نوشتارها تخصصی تر باشند تقسیمات موضوعی را به اطلاع شما می رسانم
وبلاگ ها بر اساس موضوع:
در تمام این وبلاگ ها آماده ی تبادل لینک هستیم شما پیوند دهید و به اطلاع من برسانید
در نگاه معصوم و کودکانه این چشمان زیبا چه می بینی ؟

| راجه به تاثير دين زرتشتي در اسلام و قران مطلب نداري؟ حمله و كشتار ايرانيان و اواركي زرتشتيان درست دستور اسلامه كه حضرت علي ع هم در اون نقش داشته در نهج البلاغه خطبه 146 اين امر مشهود است منابع ديكر تاريخي هم هست ذوالقرنين و ياجوج ماجوج و اين ايات همكي هيج ربطي نداره و اينه خرافاته حالا ميخاد تو قران هم باشه خورشيد هم كه تو جشمه لجن غروب مي كنه(كاملا علميه شايدم زمان كوروش اينطور بوده) فكر مي كنم تو از اونايي هستي كه نفهميدن دين اسلام و زرتشتي كاملا ضد همدكرند نميدوني طرف كدومو بكيري كيج شدي برجم ما رو هم كه به كند كشيدن لازمه بدوني كه حرامزاده فحش اسلاميه و در نقل تاريخ نويسنده فقط شرح ميده و از خودش جيزي اضافه نميكنه واضحه كه اين نوشته شما از روي تعصب و كينه شتري نوشته شده و معلومه كه شما بسيار خام و جوان هستيد لازمه بدوني قضيه خليج خيلي وقته حل شده | |||||
درود بر شما هموطن عزیز
هموطنم از اینکه مسایلی را در رابطه با اسلام در اختیار برادرتان قراردادید تا تحقیق نماید سپاس گزارم . اما هموطن من اینکه دینی مشکل دارد یا ندارد را شما یا کسانی چون من نمی توانند تعیین کنند بلکه باید آنان که می دانند بگویند تا ما بیاندیشیم . هر کس نباید خود را اسلام شناسی متبحر بداند و نظری دهد و باعث تفرقه در بین مردم شود.
اما در مورد تاثیر دین زرتشت در اسلام :
دین اسلام از جایی تاثیر نگرفته است چرا که همه می دانیم ادیان از سوی یک خدا و برای راهنمایی آمده است پس اگر تشابهی در ادیان وجود دارد بر این دلیل است که از یک مبدا آمده اند نه آنکه تاثیر پذیرفته باشند.
سوال من از شما دوست عزیز آن است که آیا تا به حال با دیدی خردمندانه و بدون نگاه ویران شده کتب آسمانی را خوانده اید؟
همه از نیکی می گویند و سعی بر اندرز دارند تا که فساد بر جامعه مستولی نشود انجیل٬ تورات٬ اوستا و یا قرآن همه سعی بر هدایت انسان دارند نه بر گمراهی آن.البته در تورات ٬ انجیل ٬ اوستا تحاریفی بر اثر زمان بوجود آمده است که در صورت نیاز برای شما توضیح خواهم داد.
اینکه شما فردی کم دانش همچون من را به چالش بکشانید و یا او را برگردانید کار شگرفی نکرده اید زیرا که علمم کامل نیست و ممکن است براحتی به هر سویی کشانده شوم . من میدانم که شما از چه کسانی تاثیر گرفته اید!
۱- بهرام مشیری : که خود را دوست دار ملت می داند اما فقط برای مقام تلاش می کند( که باز هم در صورت نیاز توضیح می دهم و ضعفهایش را بیان می دارم)
۲- رضا فاضلی : فردی پیر چهره که غبار تجره بر آن نشته اما گویا این غبار به جای آن که راهنمای او شود وی را به گمراهی کشانده است. او حتی ادب ندارد چه برسد که بخواهد در مورد چیزی سخن بگوید و نظر دهد. حتی مدرکی در مورد اسلام شناسی ندارد اما چنان خود را عالم می داند که هر شنوده ای خنده اش می گیرد ( در صورت نیاز سخنرانی های وی را همراه با انتقادهایی بر او قرار خواهم داد)
۳- علی دشتی : که شاید همه ی اینها را وی به این کودکان نوپا آموخته است جالب ان است که بدانید علی دشتی آنچنان تند رفته است که خود را عربی دانی فصیح مدانسته و بر اعراب قرآن ایراد گرفته است(که این نیز جای بحث دارد)
۴- مسعود انصاری : که چند مدرک دکترا دارد اما هیچ کدام رابطه ای با اسلام ویا تاریخ ندارد و تمام سخنانش از سه و یا چهار نویسنده کپی برداری شده است که علی دشتی نیز جزیی از آنان است.
۵- احمد کسروی : که این فرد نیز قرآن قبول دارد اما درصدد تشکیل مذهبی واحد است و به دنبال متحد کردن مسلمانان است. اما این فرد نیز راه را گم کرده است .
در مورد اینانی که دبنال انقلابند مانند خاندان پهلوی و یا هخا و بهرام مشیری اینان بسیار مردم ایران نادان فرض نموده اند زیرا
۱- چرا این خاندان پهلوی ثروتی را که دزیده بودند برنگرداندند و به خاطر سیلاب که از خون جوانان به راه انداختند حتی زبانی هم عذر خواهی نکردند؟ من به عنوان یک ایرانی به هیچ وجه تن به بندگی این ننگ نخواهم داد که اشرف پهلوی ویا فرح که هر دو زمام آلت شهوانی خود را ازدست داده بودند بر من سروری کنند. اشرف در بستر پادشاه مصر و برادر فوزیه همسر اول شاه می خوابید و فرح نیز به محض مریضی شوهرش دست به فاحشه گرایی زد.
۲- بهرام مشیری و امثال وی نمی دانند که اگر به دنبال انقلاب اند باید خون بدهند؟ باید باز دوباره جوانانی بی گناه به خاک و خون کشیده شوند که وی به دنبال منصب است؟ آیا مردم را دسته ای از احشام فرض نموده اند؟
۳- اگر این حکومت مشکل دارد باید هرس شود نه انکه از بن برچیده شود.
و اما در مورد حمله اعراب به ایران :
باید بگویم این حمله در زمان عمر و به دستور وی صورت گرفت و این ربطی به علی ندارد علی در آن هنگام که عمر خلافت می کرد همچون مردمان عادی چاه می کند و کشاورزی می نمود. دیگر اینکه عمر با علی دشمن بود نه تنها به سخنان علی گوش نمی داد بلکه از وی متنفر بود. اگز از علی تاثیر می گرفت باید از دیگر خطبه ها و سخنرانی های وی تاثیر می پذیرفت. ویا نباید همسر و فرزند علی را با میخ در به دیوار بدوزد. در زمان خلافت عمر سپاهی و یا حتی فرماندهی گروهانی به دست علی نبوده است که دستور کشتن ایرانیان را بدهد و اگر می داد برای فرزندش از ایرانیان همسر نمی گرفت.آری حمله به ایران به خاطر ثروت ایرانیان و نابودی تمدن ایرانیان و از سر حسادت عمر به یزدگردیان بود( مانند حمله اسکندر به ایران) و نیز لکه ی ننگی بود مانند دیگر لکه ها که عمر به دامان اسلام نشاند. ( باز هم هموطنم٬ من باید مطالعه کنم پس اگر در سخنانم اشکالی هست دلیل بر مشکل داشتن علی نیست بلکه دلیل بر بی دانشی من است)
در مورد یاجوج ماجوج :
اول باید بگویم اگر قرار باشد که هر چه را که ما مردم عادی نمی توانیم درک کنیم خرافه بدانیم و مهر رد بر آن بکوبیم سر به گمراهی خواهیم گذاشت
دوم اینکه برادر من ذوالقرنین کوروش کبیر است و یاجوج و ماجوج نیز قومی هستند نه افراد خاصی . یاجوج و ماجوج قومی خونخوار بودند که به فرمان کوروش روزی بر سر راهشان سدی بنا نهاده شد اما اینکه منظور از سد آهنی در قرآن کریم چیست گذر زمان و یا تحقیقات آن را پاسخ خواهند داد( بیایید بیاندیشیم در این مورد نیز من تحقیق بیشتر خواهم کرد)
در مورد ضدیت اسلام و زرتشت :
این دو دین نه تنها با یکدیگر ضدیت ندارند بلکه تشابهات بسیار در آن ها یافت می شود .(که اکنون فرصت بیان آن را ندارم )
در مورد فحش حرامزاده :
باید بگویم که خیر این فحش در دگیر از ادیان نیز بوده است ( برای دانستن بیشتر به فرهنگ لغت پارسی مراجعه نمایید تا واژه اصیل پارسی آن را مشاهده نمایید)
در مورد تارخ نویسان:
باید بگویم کسان زیادی بوده اند که تاریخ را با قرض نوشته اند و نه تنها آن را به چیزی اضافه کرده اند بلکه آن را در بعضی موارد تغییر هم داده اند . نمونه ی بارز آن هردوت است که منبع بسیار از تاریخ نویسان است.
در مورد قضیه خلیج:
منظورتان را نفهمیدم اما اگر خلیج پارسی است باید بگویم که همیشه پارس است.
در مورد عوارض انقلاب هم در مباحث بعدی توضیح خواهم داد.